وقتی به یک مهمونی بزرگ و مهم دعوت میشید، چیکار میکنید؟ چطور به سرووضعتون میرسید؟ حتما جواب میدید: خب معلومه، همه دلشون میخواد به چشم دعوتکننده خیلی خوب و زیبا بهنظر برسن. ما هم برای مهمونیرفتن آماده میشیم.
بچهها، اینها که مهمونیهای زمینی خودمونه. اگه قرار باشه که به باشکوهترین و مفصلترین مهمونی دنیا برید چی؟ حتما میپرسید دارم از چی حرف میزنم؟ بله، چندروز بیشتر از ماه بابرکت رمضان و مهمانی خدا باقی نمونده.
از طرف تواناترین و مهربونترین کسی که میشناسید، یعنی خدای بزرگ، براتون کارت دعوت فرستاده شده بود. چیکار کردید؟

ما دختری رو میشناسیم که خیلی باادب، مهربون و درسخونه و برای رسیدن ماه مهمونی خدا روزشماری میکرد. تازه، سال گذشته چند روز روزهی کلهگنجشکی گرفته و چند روز هم روزهی کامل و امسال که یک روزهاولی به شمار میاد، خودش میگه از خوشحالی مثل فرشتهها بال درآورده.

کیانا ۹ سالشه و پایهی سومه. اون در مدرسهی نسیم ظهور درس میخونه.

از وقتی برای کیانا جشن تکلیف گرفتن، روحیهاش خیلی عوض شده و سعی میکنه کارهای خوب بیشتری در هر روز انجام بده.

کیانا عاشق نمازخوندن و گفتوگو با خدای مهربونه. مامان کیانا میگه: برای نماز صبح خودش بیدار میشه و مشتاقانه نماز میخونه.

تا یادم نرفته بگم که کیانا اهل کمککردن در کارهای خونه هم هست و خیلی خوب بلده روی غذاها رو تزئین کنه؛ الان هم داره شلهزردهای خوشمزه رو خوشگل میکنه.

دعاکردن از ویژگیهای خوب این دختره. حتما میدونید که اگه اول برای دیگران و بعد برای خودتون دعا کنید، خیلی خوبتره.

از قدیم گفتن هوای همسایهها رو باید داشت. الان هم کیانا یه ظرف نذری برای همسایه آورده. خدا نذرش رو قبول کنه. شما هم بگید آمین!